خرید بک لینک

آن را که تویی چاره، بیچاره نخواهد شد...

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: شنبه 8 دی 1397 ساعت: 5:44

به علی (ع) خواهم و ایستاد، خواهم جنگید و!

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: شنبه 8 دی 1397 ساعت: 5:44

همه نشدنها با تو آغاز شد. بعد از تو دیگر هیچ چیزی نشد. دست به خاکستر زدم طلا که نشد هیچ، به طلا هم که دستم خورد، خاکستری شد و بر باد رفت. حکایت عمر و جوانیمان هم همینگونه رقم خورد. بانو پس از تو، هر روز نمیشود. بیا برگرد، و مسبب شدنها باش!

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: شنبه 8 دی 1397 ساعت: 5:44

من یک بار عاشقت شدم. یادم نمیآید که درست از چه زمانی. ۵ یا ۶ سال پیش بود. نه میدانستم که عاشقی یعنی چه و نه متوجه شده بودم که دلدادهات هستم. تا اینکه یکبار دوستی گفت، ببین عاشق شدی! عاشق فلانی!

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: شنبه 8 دی 1397 ساعت: 5:44

به نظرم آدمها دو دسته هستند. آنها که وبلاگ مینویسند و بقیه.

وبلاگنویسیان هم دو دستهاند. تو و دیگران!

و همه مشکل از آنجا شروع شد که «تو»، به دو دسته «خودم» و «خودت» تقسیم شدی!


خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید
مرا مسافرِ شبهای انتظار کشید


دوستت دارم. همیشه داشتم، همیشه دارم!

چه تقدیر عجیبی داشت اما دوست داشتن تو!

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1397 ساعت: 19:32

و علی، اگر تو نبودی، آیا بود کسی که بر دردهای من مرهم گذارد؟

نمیدانم تو خود مرهمی یا مرهمگذار. بنفسی انت یا مولا!

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1397 ساعت: 19:32


برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1397 ساعت: 19:32

راستش را بخواهی خسته شدهام. هر چقدر تلاش میکنم، هرچقدر دورخیز میکنم، هر چقدر تظاهر میکنم، فایدهای ندارد.این را از آنجا فهمیدم که مدتهاست نمیتوانم صبح زود بیدار شوم. مدتهاست که از رمق اول صبح خبری نیست، از یس پس از فریضه صبح!عجیب است. به گمانم خستگی از ناراحتی بدتر است. سابق، ناراحتی عظیم را تجربه کردهام ولی بیتفاوت نبودهام. به سحر خیزی بیتفاوت ن

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1397 ساعت: 19:32

دستی بر آب خیره شد و برد نام توتا بیبهانه یاد کند از مقام تواز اینکه قرنهاست برایت سرودهاند«ثبت است بر جریده عالم دوام تو»یا اینکه کعبه بعد تو احرام تیره بستآمد سیاه پوش به بیت الحرام توصد ها هزار گرگ گرسنه که یافتندخود را - حقیر و گمشده - در ازدحام توای شیر نیزه زار چه کردی که قرنهاستشمشیر می زنند دلیران به نام تو!با زخم مشک و چشم برادر گریستندیک عمر، یک

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1397 ساعت: 19:32

بیxad عشق علی نمیxadخرندم
با او به حساب آورندم

برچسب: نویسنده: بهار محمودی تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1397 ساعت: 19:32

صفحه بندی